پنجره ی خیس 1

به قلم شفیقه طهماسبی

پنجره ی خیس 1

به قلم شفیقه طهماسبی

پنجره ی خیس 1

مطالب این وبلاگ نوشته ی اینجانب بوده و برخی در سایت بزرگ و ادبی شعرنو به ثبت و تایید رسیده است. استفاده از مطالب با ذکر نام نویسنده بلامانع می باشد. با احترام ( شفیقه طهماسبی )

۱۵
مرداد ۹۶



کاش دست هایم
با شورترین دریاچه ی دنیا
نسبت داشت...



تصویر: دریاچه ارومیه
عکس و شعر از: #شفیقه_طهماسبی
-از مجموعه ی پنجره ی خیس
#شفیقه_طهماسبی
💫 @shafigheh_tahmasebi 💫

۲ نظر ۱۵ مرداد ۹۶ ، ۰۷:۵۵
شفیقه طهماسبی
۲۱
تیر ۹۶



قسم به سکوتی که

میراث دریاست در پیراهنم!

کیست که مثل تو
با آغوشی باز
راه و رسم ساحل بودن را بداند؟





-از مجموعه ی هاله ی طلوع
(شفیقه طهماسبی )
کانال تلگرام:  @shafigheh_tahmasebi


۱ نظر ۲۱ تیر ۹۶ ، ۰۰:۳۳
شفیقه طهماسبی
۰۱
تیر ۹۶





مثل پرنده می آید
لبِ حوضی شبنم گرفته از شعر می نشیند
و اشک هایم را واژه به واژه
می نوشد!

یادت را می گویم...


-از مجموعه ی خاطرات شبنم گرفته
#شفیقه_طهماسبی

💫 @shafigheh_tahmasebi 💫




۱ نظر ۰۱ تیر ۹۶ ، ۲۱:۱۱
شفیقه طهماسبی
۲۴
خرداد ۹۶



نیستی اما؛
تاااا... رسیدن به تو
سرم را با قلم و کاغذ گرم می کنم
و از واژه های ابری
شعر می بارانم!

بالاخره باید
طوری با هوای شرجی نبودنت
کنار آمد...


-از مجموعه ی خاطرات شبنم گرفته
(شفیقه طهماسبی)

۲ نظر ۲۴ خرداد ۹۶ ، ۲۳:۱۷
شفیقه طهماسبی
۳۱
ارديبهشت ۹۶


دلتنگی برای تو
روز و ساعت نمی شناسد
مثل همین امروز دم ظهر؛

باران گرفت
...نگاهم ناخودآگاه از ترس رعد
رو به سمت تلفنی چرخید
که ساکت بود

تو نبودی،
اما بغض بود و گریه ای که
مرا زیر باران
تا -وادی رحمت- کشاند...

رعد،
فریاد نبودن تو بود!






#شفیقه_طهماسبی
-از مجموعه ی خاطرات شبنم گرفته
96/2/31
(به یاد مرحوم پدرم، که هروقت رعد و برق شدید می شد، همان لحظه تماس می گرفتند و می گفتند "نترس، نزدیکم...")
🌟وادی رحمت: نام گورستانی ست بسیار بزرگ در تبریز
💫 @shafigheh_tahmasebi 💫 💫

۴ نظر ۳۱ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۹:۱۷
شفیقه طهماسبی
۲۸
ارديبهشت ۹۶




پنجره را باز کن!

و واژه های دلتنگ را رهاااا...

در برهوتِ حرف های پوچ

دلم هوای تازه ی یک عاشقانه می خواهد



(شفیقه طهماسبی )


۲ نظر ۲۸ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۹:۳۰
شفیقه طهماسبی
۲۶
ارديبهشت ۹۶



تو نیستی...
اما نسیمِ شبنم فروشِ سحری که هست!
مگر می شود یادت را
روی گلبرگهای صبح ننشانم و
روزم را بدون نفسی از عطرِ خاطراتت
آغاز نکنم...


( شفیقه طهماسبی )
-از مجموعه ی خاطرات شبنم گرفته




۰ نظر ۲۶ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۷:۲۱
شفیقه طهماسبی
۲۴
ارديبهشت ۹۶





زرّادخانه ی نگاهت
کار خودش را کرد
انفجار عشق،
ریشه در دیوانگی های من و تو داشت و
ماهِ بدر!

-از مجموعه ی هاله ی طلوع (همسرانه)
#شفیقه_طهماسبی
💫 @shafigheh_tahmasebi 💫

۰ نظر ۲۴ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۱:۱۴
شفیقه طهماسبی
۲۰
ارديبهشت ۹۶




در نبودت چگونه باید شعر گفت؟
وقتی واژه ها با انگشتانم
قایم باشک بازی می کنند
و روی سطرهای دفترم
جای خالیت
 تاب بازی !



(شفیقه طهماسبی)
-از مجموعه ی خاطرات شبنم گرفته

۰ نظر ۲۰ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۰:۵۹
شفیقه طهماسبی
۲۰
ارديبهشت ۹۶



از "ناگهان" ها می ترسم!

خصوصا وقتی

حرف رفتن باشد...



(شفیقه طهماسبی )

۰ نظر ۲۰ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۷:۰۹
شفیقه طهماسبی