پنجره ی خیس 1

به قلم شفیقه طهماسبی

پنجره ی خیس 1

به قلم شفیقه طهماسبی

پنجره ی خیس 1

مطالب این وبلاگ نوشته ی اینجانب بوده و برخی در سایت بزرگ و ادبی شعرنو به ثبت و تایید رسیده است. استفاده از مطالب با ذکر نام نویسنده بلامانع می باشد. با احترام ( شفیقه طهماسبی )

۲۹
آبان ۹۵


آسمان نعره کشان
زمین، خشک و غبار آلود
در انتظار بارش!

برف،
تگرگ
سنگ
یا سیل...
چه فرقی می کند
وقتی همه نام دیگر بارانند!
و صورت سیلی خورِ خاک
رو به ابرها گشوده...

خدایا!
زمان را نگه دار!
نه... به عقب برگردان
تا آنجا که زمینی پیدا نباشد و
چشم تا چشم
آب!

می خواهم دل به دریا زنم
دست در گردش آب برده
و رعد های آسمانم را
پیش از تولد
در قعر اقیانوسها خاموش کنم!

دلم
یک وجب زمین خالی می خواهد
تا شقایقی بکارم برای زندگی...



( شفیقه طهماسبی )
بند پایانی ملهم از شعر سهراب سپهری
"تا شقایق هست، زندگی باید کرد"


۹۵/۰۸/۲۹
شفیقه طهماسبی

نظرات  (۶)

باسلام مجدد و تشکر از پاسخ متین شما
پاسخ:
سلام و سپاس ویژه از دقت نظرتان که قابل تحسین است.
متشکرم که می خوانید.
۲۱ آذر ۹۵ ، ۱۴:۴۹ محمد علیـ مقیسه
سلام بر بانوی گرام استاد بزرگوار

خیلی عالی .

ان شاءالله که همیشه پایدار باشید.
پاسخ:
سلام و قدردانی از حضور ارزشمند و حسن دیدگاهتان

اوقاتتان شکرگون


۱۸ آذر ۹۵ ، ۲۱:۰۹ معصومه شعبانی
باسلام ودرود فراوان به شما دوست عزیز وشاعرفرزانه سروده های برخواسته ازاحساس زیبایتان را خواندم مانا ونویسا باشید
پاسخ:
سلام و سپاس بیکران خانم شعبانی عزیز
حسن دیدگاه و حضور ارزشمندتون پاینده

بانوی شاعر گرامی

با سلام و احترام

از خواندن شعر زیبای شما سوالی به ذهنم رسیده است:

شاعر، در فراز اول این شعر از بی بارشی روزگار گله کرده است و آرزوی  زمان گذشته ای را کرده است که همه جا تا چشم کار میکرد آب بود و زمینی پیدا نبود. آنوقت در فراز دوم، شاعر دنبال یک تکه(یک وجب) زمین خالی(فکر میکنم منظور خالی از آب) میگردد تا شقایقی بکارد. نمیدانم عدم تناسبی در صدر و ذیل شعر احساس نمیشود؟ شاید منظور شاعر چیز دیگریست که من متوجه اش نشده ام.

بنده را عفو فرمایید بهیچ وجه قصد جسارت یا ابراز بزرگی نداشتم، این سوال صرفا بذهنم آمد.

پاسخ:
سلام دوست عزیز
ابتدا سپاس از حضور ارزشمند و دقت نظر حضرت عالی
و بعد عذرتقصیر بابت تاخیرم در پاسخگویی
باید عرض کنم پارادوکسی در کار نیست. شرح حقایقی ست تلخ
زمینی خشک...که گاهی قسمتش از ابرها، سنگ استو صاعقه!(اشاراتی به مضامین اجتماعی دارد...)
و در نیمه ی میانی اثر، آرزوی برگشت به گذشته و خاموش کردن رعدها و بلایا را ابراز نمودم
و بعد در انتهای اثر آرزوی زمینی برای کاشتن شقایق!
امیدوارم توضیحم کافی بوده باشد.


از دقت نظرتان بار دیگر تشکر می کنم

 دلم

 یک وجب زمین خالی می خواهد

 تا شقایقی بکارم برای زندگی...

درود برشما

پاسخ:
سپاس از توجهتون
اوقاتتون بخیر و نیکی
۲۹ آبان ۹۵ ، ۲۲:۳۸ دانلود آهنگ جدید
سلام وبلاگ قشنگی داری ! به ما هم سر بزن
myava.ir

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی